کالای فیزیکی

بمبی درکابین

بمبی درکابین
کالای فیزیکی

بمبی درکابین

۱۶٫۰۰۰تومان
اضافه به سبد خرید

پالایشگاه عظیم الدوره عراق در آتش می سوخت و هواپیمای شماره ۲ شادمانه به سوی وطن بازمی گشت... اما خلبان هواپیمای شماره ۱ روحی ناآرام داشت... تمامی بمب هایش را رها کرده بود و هیچ تیری در مخزن هواپیما نداشت... اما او به هدف ناتمامش می اندیشید... به آنچه که در شب قبل با خودکار قرمز رنگ بر روی نقشه کوچکش علامت زده بود... ساختمان اجلاس غیرمتعهدها ، همچون کوهی استوار در برابرش خودنمایی می کرد. فضای آسمان بغداد به گفته صدام و به نقل از خبرگزاری‌های جهان به مامن امنی می‌ماند و به عنوان سمبل آرامش و امنیت شهر بغداد به شمار می‌ رفت و سران این سازمان را برای گردهمایی عظیمی در شهر بغداد در روزهای آینده فرامی‌خواند. عباس زیر لب زمزمه کرد... به نام وطن... به نام آزادی... به نام ایران... و پرنده آهنینش غرش کنان به سوی ساختمان اجلاس پیش می‌رفت... فقط چند مایل مانده بود... عباس چشم هایش را بست... چراغی قرمز بر روی اسکوپ رادار هواپیما سوسو می زد... و او "بمبی در کابین بود!